تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


    سلام زمستان

    سلام روزهای ابری ســرد که بوی پاکی برفـــــ را می دهید

    سلام دلتنگی هـای عصـرانه که فریادهای بی جواب کـلاغ ها

    آغـاز شبـــ های بلند را در گوشتان فریـاد می کشد

    سلام آسمـــــــان خاکستــری

    سلام گنجشکــ های کوچکــــ بی قرار

    که به باغچه مـا برای ضیافتــــــــ نان آمده اید

     

    بوی برفــــــ می اید

    بوی پاکـی روزهـای سپیــــد عاشــقـی

    بوی آدم بــــــرفی

    با دهانی خندان و چشم های شیشـه ی ماتــــــ

    سلام زمستان

    چشم مـن رو به آسمان کبــــــود

    در انتظار اولین بارش استـــــ

    اولیــن بارش برفـــــــ

    نه بـــــــــــــــــــــــــهار با هیچ اردیبهشتی

    نه تابستــــــــــان با هیچ شهریوری

    و نه پایـــــــــــیز با هیچ مهــــــری

    به اندازه زمستــــــان به مذاقمان خوش نمی آید…

    زیرا که زمستان اسفندی دارد که تمام بدی های یک ســــال را با خانه تکانی دود می کند…

    دیدی که چه بی رنگ و ریا بود زمستــــــــــــــــان ؟
    مظلوم ترین فصل خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا بود زمستان
    دیدیم فقط سردی او را و ندیدیم
    از هر چه دو رنگی است رهـــــــــــا بود زمستان
    بود هرچه فقط بود سپیدی و سپیدی
    اسمی که به او بود سزا بود زمســـــــــــــــــتان
    گرمای هر آغوش تب عشـــــــــــق دم گرم
    یکبار نگفتند چرا بود زمستان
    بی معرفتی بود که هر بار ز ما دید
    با این همه باز اهل وفـــــــــــــا بود زمستان
    غرق گل و بلبل شد اگر فصل بهاران
    بوی گـــــــــــل یخ هم به هوا بود زمستان
    با برف بپوشاند تن لخت درختان
    لبریز و پر از شــــــــــرم و حیا بود زمستان
    در فصل خودش ، شهر خودش ، بود غــــــــــــریبه
    مظلوم ترین فصل خدا بود زمســــــــــــــــتان

     


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : زمستان ,سلام ,مظلوم ترین ,سلام زمستان ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز سه شنبه 2 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر